دقیقا ۱۰ سال پیش ۱۸ تیر من ۱۴ ساله بودم
رفتیم خونه ندا اینا چون داداشش که دانشجو بود ۲-۳ روز قبلش آپاندیسش ترکیده بود ، اورده بودنش (ق.ر ) داشتیم میوه میخوردیم و گپ می زدیم تلفن زنگ زد یکی از دوستای نیما بود. بعد از سلام و احوالپرسی یهو رنگ نیما عوض شد. یکی از دوستای صمیمی اش رو همون شب از بالای ساختمون پرت کردن پایین تا قربانی امام زمان شه!!!!!!!!!!!
۱۸ تیر امسال چه می شود خدا داند، فردا صداش در میاد...!!!!!!!!
ديده را به خون بگريم سرِ طوطيا بريدن
به خدا به ديده ديدم كه سرِ خدا بريدن
به هزار نظر نگيرم دست خويش ز دامنِ دوست
نكند كه سِرِ عشق است سَرِ آشنا بريدن
پرده ي مِهر نگارم سايه بَر شد به سَر من
چه عجب اگر شنيدي كه سري ز ما بريدن
به هزار سِر تو اي دوست به كدام رقيب توان گفت
چون بداني كه رقيبان همه از وفا بريدن